| حمامهای تاریخی یا تخریب می شوند یا قهوه خانه | |||||
| حمامهای تاریخی که از نمادهای محلات زندگی در ایران به عنوان بخشی از هویت و فرهنگ دیرپای ایرانیان محسوب می شود مدتهاست که به دست فراموشی سپرده شده و به همین دلیل یک به یک یا تخریب شده و یا به قهوه خانه و رستوران تبدیل می شوند. | |||||
به گزارش خبرنگار مهر، حمامهای تاریخی که در شهرها و محلات قدیمی سراسر ایران یافت می شود دارای معماری و طراحیهای منحصر به فرد و جذابی هستند اما به دلیل از دست دادن کاربرد خود آرام آرام از صحنه زندگی روزمره مردم حذف شده اند. به همین دلیل نیز در بسیاری موارد افراد حقیقی صاحب این بناها با تخریب املاک خود مبادرت به تغییر کابری آن کرده و تعدادی دیگر نیز به رستوران و قهوه خانه سنتی تبدیل شده است. حمام، کاروانسرا، مسجد و بازارچه در بافت شهرهای قدیمی ایران از عناصر مشترکی بود که در همه محلات یافت می شد. در واقع، وجود این عناصر چهارگانه به محلات هویت ویژه و جدی می بخشید به همین دلیل نیز صاحبان و سازندگان آنها تلاش می کردند در معماری این مکانها نهایت دقت و هنر را لحاظ کنند. حقیقت امر این است که با راه یافتن معماری مدرن و نو به ایران و رسیدن آب به معجزه تکنولوژی لوله کشی به هر کوی و برزن و پی بردن به این نکته که می توان برای هر خانه یک حمام جداگانه ساخت اهمیت حمامهای عمومی از دست رفت و از رونق افتاد.
حمام شیشه سنندج که در بی توجهی مسئولان در حال تخریب لحظه به لحظه است در همین رابطه یکی از کارشناسان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرنگار مهر تاکید کرد : پرونده حمامهای تاریخی در کشور ما به دلیل بی توجهی مسئولان عملا بسته شده است و متاسفانه هم اکنون بیش از 95 درصد از این حمامها یا به صورت کامل تخریب شده و یا به قهوه خانه سنتی تبدیل شده اند. مجدالدین رحیمی می افزاید : به جز در مواردی بسیار معدود هیچیک از تغییرکاربریهایی که در حمامهای تاریخی کشور داده شده است کارشناسی شده، علمی و پایدار نیست و به همین دلیل این بناهای زیبا امکان برگشت پذیری به حالت حمام را نخواهند داشت.
می توان نگرانی و انتقاد این کارشناس را اشاره ای به احداث رستوران یا قهوه خانه سنتی در حمامها دانست چرا که برای این کار با تغییراتی که در بدنه و ساختار حمامها انجام می دهند بنای آن را از هویت سابق تهی کرده و در صورتی که آن محل بنا به هر دلیلی دوباره تخلیه شود امکان بازسازی مجدد به عنوان حمام را نخواهد داشت. به عنوان مثال حمام وزیر در خیابان عبدالرزاق اصفهان یکی از نمونه حمامهایی است که چنین بلایی بر سر آن آورده شده است. این حمام تا سال 68 فعال بود و پس از آن تخلیه شد، دستگاههای ذیربط در سال 72 اقدام به مرمت آن کرده و سپس آن را به یکی از شعب کانون پرورش فکری کودکان تبدیل می کنند.
حمام وکیل شیراز تا سال 86 رستوران سنتی بود این کانون در روز تعداد اندکی مخاطب دارد و مسئولان آن به دلیل عدم تناسب معماری محل با کارشان که موجب پیچیدن صدا در محوطه و سرد بودن فضای درونی می شود در پی تخلیه آن هستند و این در حالی است که پیش از ورود به آنجا کف، دیوارها و گچبریهای اصلی این حمام زیبا را تغییر دادند و حالا به دلیل این تغییرات به هیچ وجه امکان برگشت به حالت سابق را نخواهد داشت. علاوه بر این، در همین راستا می توان به حمام تاریخی سالار در محوطه داخلی ارگ در گنبد سلطانیه نیز اشاره کرد. این حمام که شامل مجموعه منحصر به فرد گنبد سلطانیه می باشد اخیرأ به رستوران تبدیل شده است.
معلوم نیست اولین کسی که پیشنهاد استفاده از بنای بیکار مانده حمامها را برای قهوه خانه و رستوران داده با چه هدفی این کار را انجام داد اما هر چه بود تا کنون این رسم دامنگیر بیشتر حمامهای تاریخی شهرهای ایران شده است. بی تردید کسب درآمد و منفعت اقتصادی در این رویداد بی تاثیر نبوده و نیست اما نباید فراموش کرد که اجاره کننده گان و گردانندگان این قهوه خانه ها و رستورانها چون در پی چرخاندن امورات اقتصادی خود هستند کمتر دل در گرو میراث باستانی و هویت تاریخی دارند.
اما با وجود این پیشینه و آداب کهن و وجود هزاران بنای حمام آماده در کشور سنت حمام گرفتن سنتی در کشور به طور کل از بین رفته است در حالی که می توان با تکیه بر روشهای مورد استفاده در حمامهای قدیمی مانند مشت و مال برای سلامت افراد و همچنین جذب توریست از نقاط مختلف جهان برنامه ریزی کرد. هم اکنون کشور گرجستان با استفاده از خلاء موجود در کشور ما با توسعه "توریسم حمام سنتی" سالانه میلیونها دلار برای خود درآمد ارزی فراهم کرده است به شکلی که همه ساله هزاران نفر از نقاط مختلف جهان برای سپردن تن خود به دلاکهای گرجی به این کشور رهسپار می شوند. در حالی که خانه و مهد اصلی حمامهای سنتی و مشت و مال ایران است و مقصد مشتاقان این حمامها در حقیقت باید کشور ما می بود، اما بدیهی است در نبود مدیریت حرفه ای این درآمد به جیب کشوری چون گرجستان سرازیر خواهد شد و در عوض در زیر سقفهای زیبای آهک بری شده حمامهای سنتی ایران اگر تا کنون تخریب نشده باشند تنها دود قلیان است که به هوا می رود. | |||||
در حالی که شاهد پیشنهادهای تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسلههای پادشاهی ایران زمین از کتابهای تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بینالمللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمینهای وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاحهای برنزی، دستبندهای نقرهای، گوشوارهها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر دادهاند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایههای شن صحرا مدفون شده بودند.

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را میتوان در یادداشتهای تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.
این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بتپرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپها یا استانهای ایران به شمار میرفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقهای میرسند که هماکنون با نام «الخرقه» شناخته میشود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.
هرودوت در تاریخ خود به بادهای شدیدی اشاره میکند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردبادها و توفانهای شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.
این گزارش میافزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.

اما اکنون دو دانشمند باستانشناس ایتالیایی ادعا میکنند که شواهد برجستهای یافتهاند که ارتش ایران در توفان شنها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نامها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کردهاند.
فیلم باستانشناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستانشناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهنآلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار میکردند، اجساد و استخوانهای انسانهای را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاههای طبیعی زیاد در صحرا یافت میشود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیابهای یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.
هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمیگردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسهها به دست آمدهاند.

همچنین حدود یکچهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستانشناسی نیز یک بازوبند نقرهای پیدا شده و همچنین گوشآویز و چندین حلقه که شبیه تکههای گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکسهای به دست آمده ـ نشان میدهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشتهاند. حلقههای کروی که از نقره ساخته شدهاند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کردهاند و میگویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.
با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند.

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد
اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بياطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دستاندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:
1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان دادهاند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانهاي تبديل شده، به حال خود رها کردهاند...
2- فراموش نکردهايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار میرفت، دستهاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...
3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکردهاند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکردهاند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد.
4- بنا بر گزارشها و عکسهاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوانهاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخشهايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته میشود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!
منشور كوروش چهارماه در ايران
از ماست که برماست

سرانجام منشور كوروش از 26 ديماه بهمدت چهارماه در موزه ملي ايران بهنمايش درميآيد.
حسن محسني ـ سخنگوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام اين خبر، بيان كرد: روز گذشته (سهشنبه، 19 آبانماه)، جان كرتيس ـ رئيس بخش خاورميانه موزه بريتانيا ـ همراه هيأتي به دفتر رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آمد و طبق مذاكرههاي انجامشده مقرر شد، منشور كوروش از 16 ژانويه سال 2010 ميلادي بهمدت چهارماه در موزه ملي ايران بهنمايش درآيد. همچنين درباره ترتيب بستهبندي، حفاظت و بيمه نيز توافقهاي لازم انجام شدند.
او اظهار داشت: بهدليل ارزشهاي زياد اين منشور از لحاظ تاريخي و مالي، يكي از دغدغههاي اصلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و جمهوري اسلامي ايران، امانتداري خواهد بود و اصل كار از زماني آغاز ميشود كه منشور كوروش به ايران آورده شود.
به گفته محسني، از آنجا كه موضوع فراتر از يك امانتداري عادي است، هماهنگيهاي فني، تخصصي و امنيتي در حال انجام هستند.
وي همچنين ادامه داد: اين قضيه بهعنوان يك اتفاق مهم در حوزه فرهنگ، تاريخ و تمدن بايد نگريسته شود. البته فرصتهاي ويژهاي از لحاظ گردشگري، ميراث فرهنگي و موزهداري نيز فراهم ميشوند كه سازمان ميراث فرهنگي ايران بايد از اين فرصتها استفاده كند.
مدير كل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در پايان اضافه كرد: اقدامات مربوط به اين اتفاق مهم از روز گذشته آغاز شدهاند و يكي از اولويتهاي سازمان، بهنمايش درآمدن منشور كوروش در ايران اعلام شد. به اين ترتيب، قرار است ستادي با همكاري تمام معاونتها و ادارههاي كل مرتبط تشكيل شود و برنامهريزيهاي لازم انجام شوند.
به گفته او، محوريت اين ستاد برعهده اداره كل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و با نظارت رئيس اين سازمان است.
در سال 1879 ميلادي (1285 شمسي) در كاوشهاي معبد بزرگ «اسگيلر» در شهر باستاني بابل در بينالنهرين، هرمز رسام ـ يكي از اعضاي گروه انگلستاني كاوش ـ منشور حقوق بشر جهان و بزرگترين نماد روحيه بردباري ايرانيان را در زمان باستان كشف كرد. اين شيء استوانهيي كه بهشدت آسيب ديده و بسياري از سطرهاي آن از بين رفته بود، براساس مطالعه خط شناسان، در سال 539 پيش از ميلاد و زمان ورود سپاه فاتح ايران به بابل، به فرمان كوروش نوشته شده است. اكنون اين لوح در بخش ايران باستان موزه بريتانيا نگهداري ميشود.
كارگردان ميرزا كوچك خان درگذشت

امير قويدل كارگردان پيشكسوت سينماي ايران به دليل نارسايي كبد ديروز در سن 62 سالگي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.امير قويدل به دليل بيماري كبدي از 27 مهرماه در بيمارستان پارسيان بستري بود
از جمله آثار و فعاليتهاي وي مي توان به كار گرداني آثاري همچونرخساره،بندر مه آلود، گالان،دل نمك،ترن، سردار جنگل، ميرزا كوچك خان، برنج خونين و خونبارش اشاره كرد .
گفتني است مراسم تشييع پيكر امير قويدل کارگردان برجسته سينماي ايران روز سه شنبه 19 آبان ساعت 10 صبح از مقابل ساختمان شماره دو خانه سينما واقع در خيابان وصال با حضور هنرمندان و علاقه مندان وي برگزار مي شود.
پمپئی شهر سنگی
شهر پمپئی در زیر آتشفشان وزوو در ایتالیا واقع است. این شهر تا سال ۷۹ میلادی شهری پر رونق بود اما همه چیز به یکباره در این سال به هم ریخت وزوو به ناگهان فوران کرد هر کس به هر شکلی که قرار داشت و به هر کاری که مشغول بود به زیر خاکستر رفت و کلا شهر از نقشه پاک شد!!!
تا در قرن ۱۷ میلادی یک کشاورز با بقایای یک شهر برخورد کرد و باعث شد تا دوباره این شهر بعد از گذشت ۱۷۰۰ سال از زیر خاک بیرون بیاید.
باستان شناسان بقایای انسان ها را در حالی یافتند که همه آنها به مجسمه تبدیل شده بودند!!!
یعنی خاکستر روی آنها ریخته و سرد شده و همه آنها را به شکل مجسمه های سنگی در آورده است!!!
آنها با بازدید از خانه ها دیدند که حتی غذا ها ی روی میز هم به شکل سنگ در آمده است!
امروزه این شهر به موزه تبدیل شده است و هرساله پذیرای هزاران توریست می باشد.
اکنون سوال این است که وقتی یک آتشفشان می خواهد فوران کند حتما از مدتی قبل در آن منطقه زلزله می آید یا دود غلیظ از دهانه آتشفشان بیرون می زند، پس چرا مردم پمپئی هیچ کاری در قبال این موضوع نکرده اند؟
یا اصلا فرض را بر این بگذاریم که هیچ کدام از این علایم در آن منطقه اتفاق نیفتاده است، اما وقتی یک آتشفشان فوران می کند مدتی طول می کشد تا گذازه ها به سطح زمین برسد پس چرا مردم این شهر در این مدت هیچ کاری نکرده اند و با خیال راحت مشغول خوردن غذا بوده اند؟







این سوالات سوالاتی است که انسان را به فکر فرو می برد؟!
شما عزیزان لطف کنید و پاسخ خود را در رابطه با سوالات بالا برای من بفرستید.
نظرات برتر با اسم خود شما در بلاگ قرار خواهد گرفت.
| قدیمی ترین فیلم مستند تخت جمشید به زبان فارسی ترجمه شد | |
| قدیمی ترین فیلم مستند تخت جمشید که در 18 دقیقه در سال 1931 ساخته شده بود به زبان فارسی ترجمه شد. | |
مترجم این فیلم مستند در گفتگو با خبرنگار مهر در کرج اظهار داشت: پس از ویرانی و به آتش کشیده شدن پرسپولیس (تخت جمشید) این شهر بیش از 22 قرن به فراموشی سپرده شد تا اینکه سرانجام اولین پژوهشهای علمی بر روی آن توسط موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو در سال 1931 آغاز شد. داود شفیعی افزود: این فیلم مستند 18 دقیقه ای مربوط به تحقیقات گفته شده است و در این فیلم صحنه های خاکبرداری، اکتشافات و بازسازی این شهر کهن و با شکوه به دست محققان دانشگاه شیکاگو به تصویر کشیده شده است. وی خاطرنشان کرد: نام تخت جمشید در زمان ساخت پارسه به معنای شهر پارسیان بود و یونانیان آن را به پرسپولیس که به معنای پارسه شهر بود، نامیدند. شفیعی ادامه داد: این فیلم در حال حاضر از سوی موسسه آسمان شب نجوم فضا ارائه می شود و علاقمندان می توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر به آدرس اینترنتی WWW.TELESCOPE.IR مراجعه کنند. |
حمامهای تاریخی یا تخریب می شوند یا قهوه خانه
کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر
منشور كوروش چهارماه در ايران
كارگردان ميرزا كوچك خان درگذشت
پمپئی شهر سنگی
ترجمه فارسي قديمي ترين فيلم مستند تخت جمشيد
تخریب هزاران فسیل منحصر به فرد در سکوت مجامع علمی
جهتگیری جدید کتابهای تاریخ؛ حرکت به سوی تمدن و فرهنگ ایرانی
كشف بخش جديدي از ديوار چين











